همیشه بهار

 

یکماهگیمون

امروز دقیقاً یکماه شد که رسماً مال هم شدیم !
احساس خوبی است ، هرچند که وقت نشد توصیفش کنم !
از همه ، بخصوص خدای مهربان ، ممنونم .

پيام هاي ديگران ()        لینک        یکشنبه ٢٠ دی ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



دوشادوش هم

اوضاع آنگونه نیست که دلخواهمان باشد .. نه در کار ، نه در زندگی و نه در هیچ جای دیگری.
ولی بسیار خدا را شاکرم .. که تو هستی و من ؛ پشت هم ؛ دوشادوش هم و به امید ساختن فرداهای زیبا تر .

 

پيام هاي ديگران ()        لینک        پنجشنبه ٥ آذر ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



ترس ترسیدن

تو هستی .. در تمام لحظه لحظه های زندگی ام و باز کابوس ِ نبودن می بینی .
من هستم .. در تمام داشته ها و نداشته هایت و باز ترس ِ نبودن می کنم .

این روز ها از ترس ، می ترسم .. نکند به واقعیت بپیوندد و روزی بیاید که تو دیگر عاشقم نباشی .

پيام هاي ديگران ()        لینک        یکشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



شوق کودکی

چه طولانی بود که اینچنین شوق نداشتم ...
امروز از شوق خودکار سبز ١۶۵٠ تومانی ام از خواب عصرگاهی دست کشیدم !!
چه کودک شده ام !

پيام هاي ديگران ()        لینک        دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



معنی شعر های عاشقونه

خدا رو شکر تو هستی ...
قبلاً هم زمزمه های عاشقانه می کردم ، ولی هیچگاه درکشان نکردم .
این روز ها خوب می فهمم حس شاعر را !
این روز ها خوب می فهمم معنی شعر های عاشقانه را !
خدا رو شکر تو هستی .

پيام هاي ديگران ()        لینک        دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



پنجمین سال

پدر ! این روز ها هر رخداد ناخوشایندی را به تو ربط می دهم !!
کودکی ها و کوتاهی هایم را ... نتوانستن ها و نخواستن هایم را و ...
پدر ! منو ببخش .
پدر ، این روز ها بیشتر از قبل جای تو خالیست ...
پسرت قصد بزرگ شدن دارد و پدری نیست که همراهیش کند .
پدر ! روحت شاد ..

پيام هاي ديگران ()        لینک        سه‌شنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



نوشتن یا ننوشتن

دلم می گیرد . 
می خواهم بنویسم .. یاد تو می افتم که گله کرده بودی بعد از تو نوشته هایم غمناکتر است ...
نمی نویسم و باز سوال که چرا نمی نویسی .. ؟

پيام هاي ديگران ()        لینک        پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



سبز

هر روز صبح می خوام بیام و بنویسم که من چه سبزم امروز .. و چه اندازه تنم هوشیار است ...
در گیر کار می شوم ... درگیر شلوغی ها و تلخی ها ...
یادم می آید پیش نویس سبزم را در آغاز صبح .
و حواله اش می کنم برای فردای دگر ..

پيام هاي ديگران ()        لینک        شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



قام قام بازی

کودکی هایمان ، هر روز آرزوی بزرگ شدن می کردیم ..
بازی هایمان رفتن سر کار و قام قام کردن با یک ماشین خیالی بود .
روز های خوش کودکی گذشت .. بزرگ شده ایم ، من نمی گویم ، که موهای سپیدم ؛ که قام قام های ماشین واقعی بین خانه و محل کار !

و این روز ها تفریحمان مرور خاطرات خوش کودکی است .. لحظه ای فراغت از کار و مسئولیت ؛ و با کمی جسارت ، فکر خلق یک بازی ، برای رفتن به دوران کودکی !

پيام هاي ديگران ()        لینک        دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



سفر به دیگر سو

بعد از عمری ، بلیط گرفته بود تا برود آن ور دنیا ... 
اما دکتر ، روز قبل از سفر به آن ور دنیا ، بلیط سفر به آن دنیا را نشانش داد !
 دیدنش با آن همه روحیه خیلی تعجب آور بود .. 
خانواده اش نوبتی میرفتند و آرام می گریستند ، خودش هنوز دنبال یادگرفتن چیزهای جدید بود ..
چقدر دلم می خواست بلیطش را به من می داد و خودش فقط میرفت آن ور دنیا ... 

پيام هاي ديگران ()        لینک        دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



این روز ها

این روز ها دلم سخت می گیرد .
تو تنها کسی هستی که به دنبال راه چاره ای .
و من ، خود نمی دانم دردم از کجاست و درمانش چیست ؟
این روزها من و تو تنها کسانی هستیم که همدیگه رو داریم و باز هم آرزوی مرگ می کنیم !

این روز ها ، چه روز های غریبی است .
این روز ها ، روز های سخت تنهائی و با هم بودن است ! بودن و نبودن . داشتن و نداشتن .

پيام هاي ديگران ()        لینک        شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



شروع همیشه سخت

فقط شروع درس خواندن نیست که سخت است ... اگر خوب نگاه کنیم ، همه چیز شروعی سخت را به همراه دارد ..
و البته سختی است که کار ها را شیرین می کند...
و اگر شیرین نمی شد ، دیگر چه کسی عاشقی می کرد ؟! 

پيام هاي ديگران ()        لینک        سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



شاهد عشق

همه ، روزی می آیند و روزی هم خواهند رفت .. 
زندگی همه پر از شادی و غم ، و بسیار شبیه به هم .

و آنچه متمایز است بین آدمیان ، عشق است ؛ در ظاهر همه به نوعی با آن درگیر و هیچکس از عمق عشق دیگری با خبر نه .
و اوست ، قادر توانایی که بر عشق همه شاهد . 

پيام هاي ديگران ()        لینک        سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



خدای غریب من

گاه چقدر دلم برایت می سوزد ..
آدمیانی که قرار بود اشرف مخلوقاتت باشند ، چه بی شرفانه به جان هم افتاده اند .
و این حکایت ، فقط قسمت کوچکی از دیدگان کوچک ماست ...
چقدر برایت می تواند تلخ باشد ، برای توئی که همه چیز را در همه جا می بینی و دم نمی زنی ..
و وای بر ما .. که من سخت ترسانم از روز خشم تو ...

پيام هاي ديگران ()        لینک        سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



تحریم سیاسی

اگر آمریکا بتواند با تحریم هایش علیه ایران کاری کند که نتوانیم عاشق بمانیم ، نمیدانم باید به عشقمان شک کرد و یا آمریکا را دشمن عشق خواند ؟!

پيام هاي ديگران ()        لینک        شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



خواب خرگوشی

چه نعمت بزرگی است ..
چشمهایت را می بندی .. تصور می کنی .. و همه چیز همانگونه است که باید باشد .
و چه سخت است بیداری پس از رویا ..
و این زندگی نه خواب و رویا ، که واقعیست .. با تمام مشکلاتش ؛ خوبی ها و بدی هایش .
و تو شاید به ظاهر تنها نباشی ، ولی برای حل مشکلاتت همیشه تنها خواهی بود .

پيام هاي ديگران ()        لینک        یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



شرمندگی زیبا

گاه اشکالی ندارد شرمندگی !
آنگاه که هیچ کلامی گویای عشق تو نیست و فقط شرمندگی می ماند برایت ..

پيام هاي ديگران ()        لینک        شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ - نویسنده ی همیشه بهار



با ما به از این باش

ای که نامت همه شب ورد زبانم
ای که یادت همه ایام به یادم
ای که آتش به جهان از غم چشمان سیاهت
با ما به از این باش که دل سخت دچارت .

پيام هاي ديگران ()        لینک        شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧ - نویسنده ی همیشه بهار



همیشه در یاد

درست زمانی که فکر می کنی کسی به یادت نیست ، سخت در اشتباهی !!‌
شاید به آن اندازه که باید لایق عشق شیرینت نیستم .. ولی همیشه به یادت هستم .

پيام هاي ديگران ()        لینک        چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧ - نویسنده ی همیشه بهار



من شاهینم

آری .. من شاهینم !
بلند پرواز و مغرور ؛
مرد روز های سخت ؛
بی باک و جسور !
و نیک می دانم که زندگی ، نه صحنه نبرد ، که عرصه پرواز ، و هدیه پروردگار مهربان من است .

پيام هاي ديگران ()        لینک        سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧ - نویسنده ی همیشه بهار



مردگان در یاد

چه تلخ می شود ، وقتی گذشته ها را فراموش کرده ای و می خواهی پا به زندگی جدیدی بگذاری و مدام ، یادگار های فراموش شده خودنمائی می کنند .

به هر حال آنچه مهم است ، توئی که می مانی !
و دیگر هیچ !

 

پيام هاي ديگران ()        لینک        شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧ - نویسنده ی همیشه بهار



به کجا چنین شتابان ؟

به کجا چنین شتابان ؟
به کجا چنین شتابان ؟
به کجا چنین شتابان ؟

پيام هاي ديگران ()        لینک        پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧ - نویسنده ی همیشه بهار



تعدیل

تعدیل خواهم نمود ...
همه چیزم را .. عقاید ، احساسات ، کار ها ، گفتار و حتی عشقم را !
این به معنی آغاز یک جنگ تاریخی نیست .. که به معنی زندگی است .
و مگر نه اینست که زندگی برای تعدیل و در نهایت کامل شدن است !؟

و من به گناه خود معترف که هیچ چیزم کامل نیست .
و این بار شدیداً التماس دعا !

پيام هاي ديگران ()        لینک        دوشنبه ٢ دی ۱۳۸٧ - نویسنده ی همیشه بهار



مثل آب مثل آفتاب

کاش مثل چاه باشمت .. محرم اسرار پنهانت .
کاش مثل آب باشمت .. زنده کنم روح خسته ات .
کاش مثل قایق باشمت .. به ساحل رسانم آرامشت .
کاش مثل ساحل باشمت .. منزلگاه ، برای گرفتن آفتابت .
کاش مثل آفتاب باشمت .. شور و حال بیافرینم جوانیت .
کاش مثل آب باشمت .. پاک تر بنمایانم رخ فریبایت .
کاش مثل من باشم .. برای عشق زیبایت .

پيام هاي ديگران ()        لینک        دوشنبه ٢ دی ۱۳۸٧ - نویسنده ی همیشه بهار



باران

دلم باران می خواهد .
شاید بشوید از من گناهم !
شاید اشکم بپنهاند ..
شاید بخیساند دل سنگم .

پيام هاي ديگران ()        لینک        پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧ - نویسنده ی همیشه بهار