یه زمانی وبلاگ جایی بود که میشد توش درد و دل کرد ، شادی کرد ، جوونی کرد ... هر کاری که میشد ، کرد !
رسانه های اجتماعی اومدن و نقش وبلاگ ها رو کم کردن ..
خوب بودن ولی دیگه نمیشد راحت هر کاری کرد ! دیگه هر چی میگفتی ، همه خبر دار میشدن ...

امروز دلم گرفته ، ولی نمیدونم کجا باید خالی کنم ...
امروز دلم گرفته ، ولی نمیدونم چرا .. البته مثل خیلی وقت های دیگه که نمیدونستم !!
امروز دلم گرفته ، با اینکه اوضاع خوبه ...

خدای من .. خدای خوب من ...
امروز دلم برات خیلی تنگ شده .. ولی بزرگ شدم ! مرد شدم ! نمیشه مثل قدیما راحت بزنم زیر گریه ...
خدای من .. خدای خوب من ...
خودت هوای این دل تنگیده من رو داشته باش . مرسی .