سلام .سلام . .. چیه چرا اینجوری نگاه می کنید .. آره بابا خودمم ..  بلاخره منم یه چیزی باید تو این بلاگ می نوشتم یا نه . البته به نوشته های این داداشیه ناقلا که نمی رسه  !!

 

راستش خیلی وقته که اینجا چیزی ننوشتم .. آخه یکی رو میخوام بلاگ خودم رو آپ کنه ( کسی پیش قدم میشه ؟؟؟)    بعدشم این امتحانا شروع شده ( چقدر هم که من درس میخونم )   خلاصه همه چی دست به دست هم میده تا من کمتر تو این بلاگ بنویسم .. ( آخه نه که خیلی هم طرفدار دارم ..)  بابا یکی تحویل بگیره !!!!!@

 

....................................................

 

 

 راستی  کدوماتون میرین نمایشگاه ماشین؟؟ .. من خیلی دلم میخواستم امسال واسه نمایشگاه  تهران باشم . ولی متاستفانه وسط امتحاناست و من نمی تونم  ..@ ( گریهههههه !) 

 

..................................................

 

از خدا که پنهون نیست از شما هم نباشه امروز امتحان ریاضی داشتم  البته اینم بگم بهروز هم امتحان داشت اونم از نوع ریاضی .. منه بیچاره از بس خونده بودم از آسونی  سئوالا  یهو  هول شدم هر چی خونده بودم یادم رفت ..  با بهروز هم که صحبت می کردم اونم میگفت بد نشده .. خدا کنه حدالعقل اون قبول شه ( آخه یکی نیست بگه تو اگه دعات درگیره واسه خودت دعا کن ..)  

 

...................................................

 

هرچند این آق داداشه ما سفارش کرده واسه پست این هفته شعر ننویسم ولی  مگه میشه .. ( این قسمت به دلایل امنیتی برای داداشیه گلم سانسوره )   @

 

 

فردا اگر ز راه نمی آمد             من تا ابد کنار تو می ماندم

 

من تا ابد ترانه ی عشقم را         در آفتاب عشق تو می خواندم