باز هم وبلاگت را می خوانم ...
این بار از قبل از آشنایی مان تا همین اواخر
راستش را بخواهی دلم برایت می سوزد ...
که چه بلایی سر آن دختر آزاد و دوست داشتنی آورده ام

و البته بعد ، دلم برای خودم می سوزد که نه تو از من راضی هستی و نه خودم از خودم !
افسوس ....