تلفن تك زنگي مي خورد و پسرك با تمام تلاشي كه مي كرد، نمي توانست خودش را به گوشي برساند .

دخترك مي خواست بفهماند كه اجازه نداري فراموشم كني !

پسرك داشت كم كم به شنيدن و نرفتن عادت مي كرد !