سفر به دیگر سو

بعد از عمری ، بلیط گرفته بود تا برود آن ور دنیا ... 
اما دکتر ، روز قبل از سفر به آن ور دنیا ، بلیط سفر به آن دنیا را نشانش داد !
 دیدنش با آن همه روحیه خیلی تعجب آور بود .. 
خانواده اش نوبتی میرفتند و آرام می گریستند ، خودش هنوز دنبال یادگرفتن چیزهای جدید بود ..
چقدر دلم می خواست بلیطش را به من می داد و خودش فقط میرفت آن ور دنیا ... 

/ 2 نظر / 4 بازدید
ندا

[خنثی]

ندا

در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را در انزوا می خوره ...وقتی کسی چنین زخم هایی به روح نداشته باشه به هر کجا که سفر کنه دلش شاده ...