جمعه ها خون جای بارون ميچکه ..

نميدونم اين جمعه ها چه رازی رو با خودشون دارن که من طاقت شنيدنش رو ندارم

همه جمعه ها دلگيرن ...آخه تا کی خدا جون ؟

ديري با من سخن به‌درشتي گفتيد،
خود آيا به دو حرف تاب ِتان هست؟
تاب ِتان هست؟

چه بد دنیائیه امشب<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دلم تنها و خستس ... پر از اشکه ، شکتس

چرا امشب کس نمی فهمد حرفهای دلم را

                                     اشکای چشمم را

                                     بغض های گلویم

                                     تنهائی فردا را

دلم فریاد ها دارد از این دنیای وانفسا ؛ از پستی و از مستی؛از هستی هر هستی

خدایا کس چرا با من نمی خواند ؛ همراه دل من یاوری باقی نمی ماند

خدایا کس چرا گوشی نمی دارد ؛ نوای این دل خسته ، در گوشی نمی خواند

خدایا بغض اندوهم چرا دیگر نمی بارد ؛ صدای هق هق من را به جز قلبم نمی پاید

خدایا من چرا آخر در این بازیگه هستی ؛ شدم وارد ، ناوارد ، بدون هیچ هم دستی

خداوندا به چند اندوه دل خوردن ؟ ؛ غم دیگر شنفتن ، با خودم آرام بسپردن ؟

/ 36 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
gholam

سلام بهروز جان . ممنوم از اينکه بهم سر زدی و راهنماييم کردی ، خدايی خيلی ال داديی . باز چشم براهتم.اميدوارم هميشه بهاری باشی. تا بعد بايييی

نيما

با سلام و خسته نباشيد خدمت شما خواهر و برادر مهربان.. بابا خيلي باحاله دمه تون گرمممم گرم به افتخار شما بهروز و بهار :( وقتي من ميام تو وب شما واقعا مست ميشم ) ما بدين در نه پی حشمت و جاه آمده ايم از بد حادثه اينجا به پناه آمده ايم رهرو منزل عشقيم و ز سر حد عدم تا به اقليم وجود اين همه راه آمده ايم خط سبز تو ديديم و ز بستان بهشت به طلبکاری اين مهر، گياه آمده ايم با چنين گنج که شد خازن او روح امين به گدايي به در خانه شاه آمده ايم لنگر حلم تو ای کشتی توفيق کجاست ؟ که درين بحر کرم ، غرق گناه آمده ايم آبرو می رود ای ابر خطا پوش ببار که به ديوان عمل نامه سياه آمده ايم حافظ اين خرقه پشمينه بيانداز که ما از پی قافله با آتش آه آمده ايم

يوسف

سلام . جالب بود .. ولی من ايندفعه براي خانم ها وقت گذاشتم ..

همیشه بهار

سلامممممممممممم .. من برگشتم .. وايييييی که چقدر دلم واسه همتون تنگ شده بود ...

افشين بی نام غمش بی پايان

با سلام خدمت دوست عزيزم اين پيام براي همه دوستان فرستاده شده من بخش نظر خواهي خودمو دوباره آوردم و دو هدف داشتم از اينکه بخش نظرخواهي رو برداشته بودن فقط ميتونم يکيشو بگم اينکه تو اين ۴ روز از بين ۲۸ نفر چند نفر واقعا به من سر ميزنن و داستان هاي منو ميخونن و اين به من ثابت شد که فقط ۱۲ نفر شما واقعا به من سر ميزنيد براي اونايي که فقط دوست دارن براي من کامنت بزارن يعني اينکه امديم و داستان شما رو خونديم متاسفم چون من ميدونم چه جوري بقيه رو آزمايش کنم .... در همه حال دوباره بخش نظر خواهي من برگشته براي شما آرزوي موفقيت ميکنم. ( افشين : بي نام بي پايان )

madadyaali

سلام خسته نباشيد بابا عالی شده خيلی زحمت کشيديد آقا بهروز ما منتظريم فراموش نکنی مارا ياعلی