نه فقط یکبار، که هزاران بار ...

چه کسی می گوید که فقط یک بار ...

ما هزار بار

و شاید روزی هزار بار

می میریم و زنده می شویم.


همان دم که نگاه تیزی از عزیزی می بینیم.

همان لحظه که نمکدان امانتی مان را می شکنند.

وقتی که اعتمادمان لگد مال می شود.

ما میریم

در برزخ دردناکی، دست و پا می زنیم.

و کم کم زنده می شویم.


با این تفاوت که این من ِ جدید، دیگر آن منِ چند لحظه پیش نیست.

ما می میریم. تغییر می کنیم و بعد، زنده می شویم.

/ 0 نظر / 18 بازدید