حیای کشیدنی

خواستم ترسیمت کنم ..
هیچ در ذهنم نبود جز گونه های سرخ خجالت ..
و حیا کشیدنی نبود .

/ 3 نظر / 4 بازدید
سپیده دم

چه بگویم که من هم برای کشیدن چیزی ندارم جز انتظاری سخت و سخت[گل][گل]

سپیده دم

و اکنون که بیشتر می اندیشم می بینم بیش از همه از دو چز بیشتر ضربه خورده ام ولی داشتنشان آنقدر برایم مزیت داشت که این ضربه ها برایم تلنگری مهرانه بود حیا و خجلتی که کشیدم و کاش گاهی نداشتم[گل][گل]

جک

چشم بصیرت را به تو دادند جانم.