ای برای با تو بودن

وقتی برگه رو تحویل دادم ، استاد یه نگاهی به برگه انداخت و اونو بهم پس داد . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

آخه باز هم اسم تو رو به جای اسم خودم نوشته بودم !!!

ای برای با تو بودن ، باید از بودن گذشتن ...

/ 7 نظر / 7 بازدید
jamalsadat

وبلاگ قشنگی داری به ما هم سر بزن

abolfazl

سلام خوبی بهروز جان احوال داداشيتونميپرسی فدای تو

اشکان

سلام پسر جون .. خيلی قشنگه .. خيلی .. ولی به مشکلاتت کتر بخند (چشمک )

nahid

ای ول به استاد

mim.topol

اخلاص.اخلاص.اگر دوست داشتن به اخلاص رسيده باشد دوست را به دوست همانند ميکند

mr.jack

خيلی حال داد دمت گرم بابا .