غرور

گفت به چی می نازی که انقدر مغرور شدی ؟ <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گفتم به داشتن تو !

با اینکه سرش پائین بود ، ولی باز هم می شد رنگ سرخ گونه هاش رو تشخیص داد .

/ 5 نظر / 6 بازدید
بابک

پسر / دختر آپديت شد..

مهدی

سلام من باز هم اومدم...عزیز قبلنا دوستان معرفت داشتند..اگر حالی نمی پرسیدند دست کم جواب احوال پرسی رو میدادند..آه ه ه ه ه ه .در باره این پست جدید هم باید بگم که واقعا همین طوره =آسمونها زیره پام اگه با تو رو زمینم...یا علی

bahar

داداشی خيلی بی معرفتی .. تو روی منو سفيد کردی .. بابا يه خبری از خودت به من بده .. نگرانتم ..

e....e

سلام زيبا بود به من هم سر بزن

هلو

کاش عمر این غرور و این شرم کوتاه همچون حباب نبود ... کاش می شد ترانه ای سرود .... و در ان ابدیت عشق را آرزو کرد .... کاش سرخی گونه هایت ... با سرخی قلبم گرهی آهنین داشت که هرگز باز نمی شد و کلیدش شکسته بود ..... کاش.....