آخرش ؟؟

* چند شب پیش رفته بودیم ملاقات یکی از دوستای میانسال مادرم که به خاطر بی کسی به خانه سالمندان پناه برده..چقدر سخته.. ويدا هر روز پیر تر و ناامید تر میشه.. سیگار پشت سیگار.. دیگه حرفای امید دهنده ما هم روی اون زیاد اثر نمیذاشت.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اونجا یاد کتاب " ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد" افتادم.." پائولو کوئلیو" داستان دختری رو بیان میکنه که با هدف بخشیدن به زندگی خودش، مسیر زندگی افراد دیگه رو هم عوض میکنه؛ جالبه..اگه به ما هم بگن فقط یه هفته برای زندگی وقت داریم، مطمئناً ما انقدر الکی زندگی نمیکنیم ( البته بعضی از ما) ...

پشت جلد کتاب اینو نوشته: « دیوانه بمانید، اما مانند عاقلان رفتار کنید.خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید.»

 

اینم به مناسبت یه هفته ای که تو ترک بودم (!) :

* بعضیا به پول وابسته میشن..بعضیا به خونه و ماشین..بعضیا به چیزای بد بد ! ..بعضیا به آدما و بعضیا به اینترنت !

قطع وابستگی خیلی سخته ولی میشه..امتحان کنید..میشه !

ولی سعی کنید افراط نکنید . بذارین یه کم از دلبستگی هاتون باقی بمونه...اینجوری برای بغض غروبای جمعه بهونه دارین !!!

« الهی و ربی من لی غیرک ؟....خدا جون ، آخه من غیر تو کیو دارم مگه ؟؟ »

با آرزوی بهروزی..18/2/83

 

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دل پاک

اين چيز عجيب و تازه ای نيست .. همهء آدما تنها هستند .. همه ! .. يه نگاهی به خودت بنداز ... اما بعضيا خودشونو گول ميزنن .. بعضيا سر خودشونو به چيزهای مختلف گرم ميکنند تا تنهاييشونو از ياد ببرن .. باور کن که همهء آدما تنها هستند .. همه ...

mehdi

salam behruz jan.aziz tanhai badeh vali azun badtar faramush shodaneh..inkhanom az tanhai narahat nabud az faramush shodanesh mitarseh..akheh faramush shodan az mordan ham badtareh.,chon ageh adam bemireh vali faramush nasheh hamisheh zendast vali agar zendeh basheh o faramush shodeh digeh...........in nazar e man bud..behruz jan man osulan ba har etiyadi mokhalefam.,hatta ketab khundan ,hatta dust dashtan chon az zendegi vamizaret..ba un jomleh akharet kheili movafegham kheili ghabulesh darampiruz bashi.khoda negahdar

همیشه بهار

سلامممممممممم .. بازم بدون هماهنگی با آبجی بزرگه آپ کردی که ناقلا ( چشمک !) عالی بود بهروز جان . من کتاب ورونيکا رو خريدم .. خدا کنه خوندنش اندازه ی کيمياگر طول نکشه ..:ي:ي **هميشه بهاری باشی **

*

سلام بهروز جان ميبينم که کولاک کردی آفرين مطلبات خيلی جالبه راستی راستی مرسی از لينک دادنت اميدوارم موفق باشی راستی بهت پيشنهاد ميکنم تو سايت وبلاگ دانشجوها يا آپديت برای بيشتر کردن بازديد کننده هات استفاده اگه خواستی اينارو بيا تو وبلاگ من لينکاشونو بگير ..........................خدافظ

Ali

سلام.وبلاگ جالبي داريد .به ما هم سر بزنيد.موفق باشيد.

همیشه بهار

به پرواز... شك كرده بودم .. به هنگامي كه شانه هايم از توان سنگين بال خميده بود،~~ و در پاكبازي معصومانه گرگ وميش.. شبكور گرسنه چشم حريص بال مي زد.** به پرواز شك كرده بودم من.** همیشه بهاری باشی

mery

به به احوال اقا بهروز ما چطوره؟؟ تو ترک بودی؟؟ هه هه.

avaye sokoot

سلام...تصادفی با وبلاگ شما آشنا شدم...خيلی خوشحالم که خوندمش...موفق باشی.

azimi

با پشتوانه شب امدم.. دربهت افتاب و چراغ..وسپردم بارم را..به اعتماد اب..وسيمرغ را با پيامی از دلم به دور دست افسانه ها فرستادم به اميد جواب. حالا لحظه يی است که اوازهای کودکی را تکرار می کنم تا نترسم در دل شب..حالا لحظه ايست که مرا به معجزه محتاج ميکند..لحظه يی که فرياد تسليم بهت می شود. ومن می مانم بی نگاه.................بابا عظيمی

homi

هميشه ميگفتم اوووووووووووووووووووووووووووه من يه عالمه دوست دارم چجوری ميشه احساسه تنهايی کنم ولی الان حس ميکنم فقط منم و خدا!!!!!!